تبليغاتX
آهنگسازی و تنظیم

در وجود هر انساني نيازهايي وجود دارد كه با برآوره شدن آنها از نظر روحي و يا جسمي  حس خوشي و لذت را تجربه مي كند .

نياز هاي انسان به دوسته تقسيم مي شوند :

نيازهاي معنوي مثل نيازبه  پرستش ، نياز زيبا پرستي ، نياز به عشق  و ... 

نيازهاي جسماني مثل آب ، غذا ، جنسي و ...

پس هنر و موسيقي جزء نيازهاي اوليه انسان و در گروه نياز به زيبا پرستي قرار دارد و با برآورده شدن اين نياز حسي سرشار از لذت ،  آرامش و سكوت معنوي انسان را فرا مي گيرد .

براي درك زيبايي نياز به تخصص نيست چونكه اين درك ، احساسي است كه در درون هر انساني بطور خدادادي قرار دارد . مثلا هر انساني از شنيدن يك قطعه زيباي موسيقي لذت مي برد . و يا هر انساني از ديدن يك تابلوي زيباي نقاشي احساس لذت را تجربه مي كند و نياز نيست كه براي درك و احساس زيبايي نهفته در آن آثر در آن رشته متخصص و ماهر باشد . پس احساس و درك زيبايي ذاتي است .

ولي از ديدگاه علم استاتيك و فلسفه زيبا شناسي زيبايي مطلق نيست . يعني ممكن است يك قطعه موسيقي براي يك فرد بسيار زيبا و براي ديگري اينگونه نباشد . يا مثلا يك مرد عاشق و شيفته زني مي شود كه از ديدگاه ديگري چندان جذاب و زيبا نيست .

علت زيبا به نظر رسيدن يك سو‍‍‍‍ژه براي يك انسان هارموني و هماهنگي بين آن فرد با سوژه مورد نظر است .

يعني مثلا وقتي هماهنگي و هارموني بين يك زن و يك مرد ايجاد شود جذبه ، كشش و عشق ايجاد مي شود وباعث زيبا به نظر آمدن آن زن براي آن مرد و برعكس باشد .  كه اين هارموني مي تواند در سطح جسماني باشد يا در سطوح عالي كالبدهاي انسان .

اگر در حد جسماني ايجاد شود كشش و جذبه سكس ايجاد مي شود وقتي در سطح بدن چهارم (چاكراي قلب) ايجاد گردد عشق بروز مي كند و وقتي در حد بدن هاي بالاتر ايجاد گردد مهر و شفقت ايجاد مي گردد .

پس مي بينم كه موسيقي در بدن هاي بالاتر درك مي گردد و با احساس آن بدن جسماني هم بهره مند مي شود . به خاطر همين است كه پس از گوش كردن به موسيقي احساس آرامش ، سبكي و پر انرژي بودن را تجربه مي كنيم .

+ نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 1:4 توسط کارنگ |


برای آنالیز یک قطعه موسیقایی باید موارد زیر را در نظر داشت:

1- ریتم و گام آن را مشخص کنیم .

2- قطعه از نظر ساختاری دارای فرم ساده یا پیچیده است ؟

3- استیل آن را مشخص کنیم که مثلا شباهت به استیل کدام آهنگساز یا دوره دارد .

4- از نظر ساختاری چند بخشی است؟

5- آیا تم در آن تکرار می شود یا نه ؟

6- آیا تم مساوی (چهارگوش) است یا نه؟ مثلا 4+4 یا 3+3 یا اینکه 2+2+4 یا برعکس یا 3+4 ، يعني تعداد ميزان ها در هر جمله چقدر است . مثلا اگر تعداد ميزان در جمله اول چهار ميزان باشد و در جمله دوم هم چهار ميزان باشد چهار گوش ناميده مي شود .

7- آیا تنالیته آن مدولاسیون شونده است یا دارای یک تنالیته است ؟

8- تشریح هارمونی و کنترپوان آن .

9- آیا از نظر بافت موسیقایی هارمونیک است یا پلی فونیک و حرکت در بافت آن یک لایه است یا چند لایه (پلاست) ؟

+ نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت 2:19 توسط کارنگ |


هفت بار خویشتنم را حقیر و کوچک پنداشتم :

آن هنگام که ذلت را بر تن می کرد تا بالاتر رود .

و آن هنگام که در برابر اخلاص دیگران پرواز می کرد .

و آن هنگام که از میان دشوار و آسان ، آسان را انتخاب کرد .

و آن هنگام که مرتکب گناهی شدم و او برای تسلی خاطر گفت :

" دیگران نیز چنین گناهی را انجام می دهند "

و آن هنگام که متوجه سستی و ناتوانی او شدم اما شکیبایی را به قدرت نسبت داد .

و آن هنگام که نقاب زشتی را بر چهره انداخت .

و آن هنگام که آواز مدح و ستایش را خواند و آن را فضیلت با ارزش پنداشت .

جبران خلیل جبران

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 22:22 توسط کارنگ |


 

موسیقی های  آوازی کودکان در بسیاری از موارد خصوصیات مشترکی دارند که به مواردی در زیر اشاره می کنیم :

1- همان گونه که کودکان در سنین پایین از نظر تغذیه جسمی معمولا غذاهای ساده و خاص خود را دارند موسیقی آوازی آنان نیز باید ساده و در خور فهم و مخصوص آنان تهیه شود . و منظور ازسادگی ابتذال نیست .

2- چون کودکان در سنین پایین به طور معمول نمی توانند موقعیت زمانی هجاهای کوتاه و بلند را به درستی رعایت کنند و در گفتارشان نیز کم و بیش چنین موردی احساس می شود در موسیقی آوازی آنان نیز باید از ریتم های ساده و کشش های مساوی مانند چنگ و سیاه و در مواردی از کشش سفید استفاده شود .

3- ملودی های آوازی کودکان درسنین پایین بهتر است در محدوده پنج یا شش نت و از نظر فواصل ساده و آسان باشد . از پرشهای بلند یا فواصل کاسته و افزوده باید خودداری شود .بهتر است از فواصل متصل استفاده شود .

4- بهتر است برای موسیقی آوازی کودکان به ویژه در سنین پایین از میزان بندی های ساده مثل 4/2 4/4 و 4/3 استفاده شود .

5- آهنگهای آوازی کودکان را می توان با تنوع بیش  تر و به نسبت شرایط سنی آنها در تعداد میزانهای مختلف از جمله 8 و 12 و 16 و 20 و 24 و ... در نظر گرفت .

6- موسیقی آوازی کودکان در هر تعداد میزان که تصنیف شود  باید جمله بندی و تقسیمات آن کاملا مشخص باشد تا در فراگیری آن مشکلی برای کودکان پیش نیاید .

7- استفاده از تکرارهای یک یا دو میزانی یا تکرار بخشی از نیم جمله ها فراگیری را برای کودکان به ویژه در سنین پایین آسان تر می کند .

8- در برخی موارد می توان نیم جمله های آوازی را با استفاده از سکوت های کوتاه مشخص کرد .

9 – برای کودکان در سنین پایین باید از تغییر مایه و مقام (مدلاسیون) در ادامه آهنگ های آوازی خودداری شود مگر در حدی که برای آنها قابل اجرا باشد .

10- اگر آهنگ های آوازی فاقد بند های مختلف باشد بجاست که در محدوده صوتی آنان تکیه کلمات رعایت شود .

11- از تصنیف قطعات آوازی با حرکت و تمپوی خیلی تند برای کودکان ، به ویژه در سنین پایین باید خودداری شود .

12- موضوع آهنگهای آوازی کودکان باید در حد فهم و مرتبط با نیازها و زندگی کودکانه آنان و محیط اطراف آنان باشد . یا مطالب آموزنده ای مطرح شود که دانستن آنها برای کودکان لازم و مفید است .

13- کلمات نیز باید ساده ، بچگانه ، روان و قابل درک برای کودکان باشد در حد امکان از بکار بردن کلمات سخت گفتار پرهیز شود .

14 – از بکار بردن موضوعات و کلماتی که تاثر کودکان را بر می انگیزد ، باید دوری کرد .

15- موضوعاتی و کلماتی بکار برده شود که ضمن ساده و دل نشین بودن ، مشکلاتی از نظر بهداشتی و موارد دیگر برای کودکان به وجود نیاورد .

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 23:26 توسط کارنگ |


 

در دنیای غرب مردم دایم در حال کار کردن و فعالیت هستند . ثمره آن پیشرفت تکنولوژی و ثروت می باشد . و مردم یک لحظه هم نمی توانند بیکار بنشینند . و مدام ذهن و جسمشان به فعالیت مشغول است . از بیکاری گریزان هستند . همیشه در اضطراب و نگرانی بسر می برند .

در شرق مردم تنبل و بیکار هستند . حاصل آن فقر و استثمار آنهار توسط دیگران است . خواهان سکون و ایستایی هستند . اگر پول و ثروت فراوان هم به آنها بدهند باز هم فقیر باقی خواهند ماند . فقر علتی درونی دارد .

استاد لائوتسو می گوید : انسان باید عمل از طریق بی عملی را بیاموزد .

یعنی وقتی انسان در حال انجام دادن کاری پیچیده و دشوار است در هسته مرکزی آرام باقی بماند . و به تعبیری دیگر وقتی انسان مشغول کار است در آن عمیق شود و وقتی لب ساحل استراحت می کند نیز در آن عمیق شود . مشکلات کار و اداره را با خود به تفریح نبرد .

خیلی افراد موقع کار کردن بدنشان کار را از روی عادت انجام می دهد ولی ذهن آنها جایی دیگر پرسه می زند . مثلا فکر اینکه هفته آینده که رفتم ساحل دریا ، چه کارهایی انجام دهم . جالب اینکه وقتی برای تفریح و استراحت به کنار ساحل می رود ، بدن او کنار ساحل است ولی ذهن او در اداره و مشغول و درگیر کارهای اداره و شرکت !

پس کی انسان از زندگی لذت خواهد برد ؟

این گفته استاد لائوتسو بیانگر این نکته است که انسان باید در هر کاری متمرکز شود و واقعا به آن کار بپردازد که حاصل آن بهره مند شدن از آن کار و خلاقیت و ثروت و توانگری خواهد بود .

مثلا وقتی یک نفر ساز میزند باید در تک تک نتها حل شود تا بتواند موسیقی جاودانه بسازد و یا بنوازد و اگر در حال اجرا و یا ساخت موسیقی بدن او اتوماتیک وار عمل کند و ذهن اومشغول چیزهای دیگری باشد یک کار کاملا مکانیکی انجام خواهد داد و هیچ احساس و خلاقیتی در کار او مشهود نخواهد بود .

اگر انسان در حال انجام هر کاری اعم از آسان و پیچیده در هسته وجود خود آرام ماند و در آن کار عمیق و حل شد عمل از طریق بی عملی را حس خواهد کرد .

گل نیلوفر آبی نمونه کامل عمل از طریق بی عملی است . ریشه در لجن دارد ولی گل زیبایش رو به آسمان بی کران سربرآورده است !

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 14:35 توسط کارنگ |


با تحولاتی که از جهات مختلف در جهان امروز پیش آمده است ، در همه رشته های علمی و هنری از جمله شعر و ادبیات نیز تغییراتی حاصل شده و در چند دهه اخیر شعر نو پا به عرصه ادبیات ما گذاشته و راه تازه ای را در پیش گرفته است که در جای خود بسیار ارزشمند است .

مطالبی که در مورد تلفیق شعر نو و موسیقی آوازی باید مد نظر داشت :

1- در شعر نو ، محتوا و قالب هر دو به نسبت شعر کلاسیک تغییر کرد است و مفاهیم آن یا در اصل ، تفکر تازه ای است یا نحوه بیان آن متفاوت از شعر کهن است .  

2- تساوی طولی مصراع ها در هم شکسته و کلمات بر حسب تفکر و نیز شاعر به کار گرفته می شود نه بر نیاز مصراع یا قافیه . در این صورت ، جمله ها و نیم جمله های موسیقی آوازی که بر اساس بیت ها و مصراع ها در نظر گرفته می شد ، شرایط خود را از دست داده و آهنگساز باید با توجه به مفهوم شعر ، ارتباط بین مبتدا و خبر کلام و یا ناتمام بودن معنا را در تقسیمات و فضای دیگری از نیم جمله های موسیقی آوازی در نظر بگیرد .

3- اوزان عروضی ملاکی برای تعیین نظام ریتمی شعر نو نیست .

4- زبان در فرایند زمان پیوسته در حرکت و فعالیت است و طی سالیان مختلف ، کلماتی را از دست می دهد و لغات جدیدی را می پذیرد . علوم جدید نیز به این جابجایی سرعت می بخشد و ضمن تغییر در شرایط زندگی افراد جامعه ، واژه ها و کلمات جدید را به دنبال خود به سرزمین های مختلف می برد . امروزه دیگر (ماه آسمان) همان ماهی نیست که فلان شاعر می گفت : (تو از ماه بهتری) . پس مفاهیم عاطفی واژه ها و کلمات نیز تغییر می کنند ، بنابراین ما هم باید در موسیقی خود پیام شعر را - چه از نظر عینی وچه ازنظر ذهنی و معنا – در نظر بگیریم .

5- کلمات در بیان معمولی یا در شعر مانند حلقه های زنجیرند که ضمن استقلال ، به هم مرتبط اند تا پیامی را به مخاطب القا کنند و مفهومی را به شنونده برسانند . در نتیجه کلام همان است که قبل از شکل گیری شعر نو ، بین مردم و اهل ادب تدوال داشته است ، فقط ترکیب لغات و نوع برداشت از مفاهیم کلمات و واژه ها – به ویژه در زبان شعر- تغییر کرده است . بنابراین ، قانونمندی ها همان مواردی که در مورد شعر کلاسیک بکار می رود . و حرکات اصلی در زبان فارسی همان شش مصوت است .

6- ریتم کلمات نیز همان است که در مورد شعر کلاسیک مرسوم است فقط ممکن است شاعر نو پردازی مایل باشد در مواردی هجای بلند را کوتاه بیان کند یا بر عکس که این نیز به قانونمندی جدیدی نیاز ندارد .

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 15:2 توسط کارنگ |


 

آیا اگر همین الآن 10 میلیون دلار به شما بدهند ، حاضرید کار کنونی خود را رها کنید ؟

اگر جواب شما مثبت است باید بگویم که شما در حال حاضر شغل کنونی خود را دوست ندارید و سه راهکار وجود دارد :

راه اول : رها کردن شغل کنونی و پرداختن به شغلی که آنرا دوست دارید

راه دوم : دوست داشتن شغل کنونی

راه سوم : ماندن در شغل کنونی و در رنج و حسرت کار دلخواه ماندن

افرادی که ریسک پذیر باشند و قدرت تغییر در زندگی را دارند راه اول بهترین راهکار است .

من از نوجوانی عاشق موسیقی بودم و موسیقی کار می کردم . ولی به دلیل شرایط خاص موسیقی در ایران مجبور شدم برای راحتـی بدسـت آوردن پول و پیدا کردن شغل ، در دانشگاه رشته حسابداری را انتخاب کنم .

پس از دریافت لیسانس دو ، سه سال در یک شرکت مشغول به کار شدم ولی مدت زمانی که من سرکار بودم در رنج و عذاب بودم چون سهم من از این کار پولی بود که بابت زمان و کارم دریافت می کردم . و وقتی به خانه بر می گشتم و به سراغ ساز و موسیقی می رفتم لذت زندگی کردن را می چشیدم .

یک روز با استادم ( استاد آرام) مشورت کردم و او خیلی راحت گفت از فردا سر کار نرو !!! من گفتم به همین سادگی ؟ !!!  

مدتی بعد به کمک رویدادهای هم زمانی که در زندگیم اتفاق افتاد ، کارم را رها کردم و دنبال موسیقی رفتم . حالا از هر لحظـه زندگیـم لذت می برم چونکــه دیگــر کار نمی کنم !

افرادی که عاشق کارشان هستند کار نمی کنند چون وقتی شما از کارتان لذت ببرید و عاشق آن باشید کار نیست بلکه تفریح و سرگرمی است و نتیجه آن سلامتی و توانگری می باشد .

ما در این جسم کنونی یکبار زندگی می کنیم پس چرا از آن لذت نبریم ؟

آیا شما شغل کنونی خود را دوست دارید ؟

+ نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 18:15 توسط کارنگ |


 

برای آموختن دانش ارکستراسیون باید اطلاعات مسلمی را که در این دانش وجود دارد را آموخت :

۱- دانستن نام سازها

۲- دانستن اصطلاحات ارکستری سازها که به زبان های ایتالیایی - آلمانی و فرانسوی است .

۳- دانستن چگونه قرار گرفتن سازها در صفحات یک پارتیتور

۴- دانستن وسعت صوتی هر ساز

۵- نت نویسی صحیح و مناسب شامل انتقالات و کلیدهای مخصوص

۶- دانستن توانایی های و محدودیت های تکنیکی هر ساز (این آشنایی الزاما شامل نواختن هر ساز نیست)

۷- دانستن مشخصات پارتیتورهای ارکستری مدارس موسیقی

این اطلاعات را می توان از توضیحات استادان موسیقی - مراجعه به کتب موسیقی - گفتگو با نوازندگان ارکستر و دیدن سازها - مطالعه دقیق پارتیتورهای ارکستری آموخت .

روش دیگری که می توان از طریق آن دانش ارکستراسیون را آموخت شنیدن دقیق قطعات موسیقی و مطالعه دقیق پارتیتور قطعه ای که شندیده می شود است . در این روش به این نکات باید توجه کرد :

۱- تشخیص ویژگی کیفیت صوتی هر ساز

۲- ترکیب اصوات سازهای گوناگون با هم

۳- تشخیص صوت افه های ویژه

رنگ صوتی سازها را نمی توان با کلمات به حد کافی توضیح داد - به عنوان مثال صدای کلارینت در منطفه بم تاریک است - تا کسی این صدا را نشنیده باشد و در گوش و ذهن او تاثیر نگذارد هرگز درک واقعی از آن رنگ مخصوص را نخواهد داشت و نخواهد توانست آن رنگ مخصوص را در خلق ارکستراسیون به کار برد .

نکته بسیار مهم که باید در ارکستراسیون به آن توجه کرد این است که باید بر حسب خطوط ملودیک فکر کرد تا بر حسب نت های مجزا . یعنی وقتی مثلا یک قطعه که اول برای پیانو نوشته شده است را می خواهیم ارکستراسیون کنیم باید حرکت ملودی که به هر ساز می دهیم معنی دار و با هدف باشد . در غیر این صورت نتیجه کلی یک قطعه مغشوش خواهد بود و بخش هر نوازنده غیر موسیقایی و برای اجرا ناخوشایند خواهد بود .

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 0:16 توسط کارنگ |


 

تحقیقی از"ريچارد وايزمن"روانشناس دانشگاه هارتفورد شاير.

چرا برخی مردم بی‌وقفه در زندگی شانس می‌آورند درحالی که سايرين هميشه بدشانس هستند؟

مطالعه برای بررسی چيزی که مردم آن را شانس می‌خوانند، ده سال قبل شروع شد. می‌خواستم بدانم چرا بخت و اقبال هميشه در خانه بعضی‌ها را می‌زند، اما سايرين از آن محروم می‌مانند. به عبارت ديگر چرا بعضی از مردم خوش‌شانس و عده ديگر بدشانس هستند؟

آگهی‌هايی در روزنامه‌های سراسری چاپ کردم و از افرادی که احساس می‌کردند خوش‌شانس يا بدشانس هستند خواستم با من تماس بگيرند. صدها نفر برای شرکت در مطالعه من داوطلب شدند و در طول سال‌های گذشته با آنها مصاحبه کردم، زندگی‌شان را زير نظر گرفتم و از آنها خواستم در آزمايش‌های من شرکت کنند.

نتايج نشان داد که هرچند اين افراد به کلی از اين موضوع غافلند، کليد خوش‌شانسی يا بدشانسی آنها در افکار و کردارشان نهفته است. برای مثال، فرصت‌های ظاهرا خوب در زندگی را در نظر بگيريد. افراد خوش‌شانس مرتبا با چنين فرصت‌هايی برخورد می‌کنند، درحالی که افراد بدشانس نه.

با ترتيب دادن يک آزمايش ساده سعی کردم بفهم آيا اين مساله ناشی از توانايی آنها در شناسايی چنين فرصت‌هايی است يا نه. به هر دو گروه افراد خوش شانس و بدشانس روزنامه‌ای دادم و از آنها خواستم آن را ورق بزنند و بگويند چند عکس در آن هست.

به طور مخفيانه يک آگهی بزرگ را وسط روزنامه قرار دادم که می‌گفت: اگر به سرپرست اين مطالعه بگوييد که اين آگهی را ديده‌ايد، 250 پوند پاداش خواهيد گرفت. اين آگهی نيمی از صفحه را پر کرده بود و به حروف بسيار درشت چاپ شده بود. با اين که اين آگهی کاملا خيره کننده بود، افرادی که احساس بدشانسی می‌کردند عمدتا آن را نديدند، درحالی که اغلب افراد خوش‌شانس متوجه آن شدند.

مطالعه من نشان داد که افراد بدشانس عموما عصبی‌تر از افراد خوش‌شانس هستند و اين فشار عصبی توانايی آنها در توجه به فرصت‌های غيرمنتظره را مختل می‌کند. در نتيجه، آنها فرصت‌های غيرمنتظره را به خاطر تمرکز بيش از حد بر ساير امور از دست می‌دهند.

برای مثال وقتی به مهمانی می‌روند چنان غرق يافتن جفت بی‌نقصی هستند که فرصت‌های عالی برای يافتن دوستان خوب را از دست می‌دهند. آنها به قصد يافتن مشاغل خاصی روزنامه را ورق می‌زنند و از ديدن ساير فرصت‌های شغلی باز می‌مانند. افراد خوش‌شانس آدم‌های راحت‌تر و بازتری هستند، در نتيجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه را در جستجوی آنها هستند می‌بينند.

تحقيقات من در مجموع نشان داد که آدم‌های خوش‌اقبال براساس چهار اصل، برای خود فرصت ايجاد می‌کنند.

اول آنها در ايجاد و يافتن فرصت‌های مناسب مهارت دارند،

دوم به قوه شهود گوش می‌سپارند و براساس آن تصميم‌های مثبت می‌گيرند.

سوم به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاقی نيکی برای آنها رضايت بخش است.

چهارم نگرش انعطاف‌پذير آنها، بدبياری را به خوش‌اقبالی بدل می‌کند.

در مراحل نهايی مطالعه، از خود پرسيدم آيا می‌توان از اين اصول برای خوش‌شانس کردن مردم استفاده کرد. از گروهی از داوطلبان خواستم يک ماه وقت خود را صرف انجام تمرين‌هايی کنند که برای ايجاد روحيه و رفتار يک آدم خوش‌شانس در آنها طراحی شده بود. اين تمرين‌ها به آنها کمک کرد فرصت‌های مناسب را دريابند، به قوه شهود تکيه کنند، انتظار داشته باشند بخت به آنها رو کند و در مقابل بدبياری انعطاف نشان دهند.

يک ماه بعد، داوطلبان بازگشته و تجارب خود را تشريح کردند. نتايج حيرت انگيز بود: 80 درصد آنها گفتند آدم‌های شادتری شده‌اند، از زندگی رضايت بيشتری دارند و شايد مهم‌تر از هر چيز خوش‌شانس‌تر هستند. و بالاخره اين که من عامل شانس را کشف کردم.

چند نکته برای کسانی که می‌خواهند خوش‌اقبال شوند

به غريزه باطنی خود گوش کنيد، چنين کاری اغلب نتيجه مثبت دارد.

با گشادگی خاطر با تجارب تازه روبرو شويد و عادات روزمره را بشکنيد.

هر روز چند دقيقه‌ای را صرف مرور حوادث مثبت زندگی کنيد.

 زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌کشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایه‌اش درحال آویزان کردن رخت‌های شسته است و گفت: لباس‌ها چندان تمیز نیست. انگار نمی‌داند چطور لباس بشوید. احتمالا باید پودر لباس‌شویی بهتری بخرد.

همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت. هربار که زن همسایه لباس‌های شسته‌اش را برای خشک شدن آویزان می‌کرد، زن جوان همان حرف را تکرار می‌کرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباس‌های تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت: "یاد گرفته چطور لباس بشوید. مانده‌ام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده."

مرد پاسخ داد: من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجره‌هایمان را تمیز کردم!

زندگی هم همینطور است. وقتی که رفتار دیگران را مشاهده می‌کنیم، آنچه می‌بینیم به درجه شفافیت پنجره‌ای که از آن مشغول نگاه‌کردن هستیم بستگی دارد. قبل از هرگونه انتقادی، بد نیست توجه کنیم به اینکه خود در آن لحظه چه ذهنیتی داریم و از خودمان بپرسیم آیا آمادگی آن را داریم که به‌ جای قضاوت کردن فردی که می‌بینیم، در پی دیدن جنبه‌های مثبت او باشیم؟
 

+ نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 0:56 توسط کارنگ |


 

یکی از موثرترین راههای استفاده از موسیقی و صدا برای درمان ، ترکیب آن با حرکات بدنی است . اهمیت حرکت و رقص ، همانند صدا و موسیقی مورد تائید پژوهشگران است .

حرکات بدنی موجب تظاهر بروز اثر صدا درمانی در بدن می شود . دستگاه مرکزی اعصاب و دستگاههای عصبی ، تنها و ریتمهای موسیقی را تبدیل به انگاره های حرکت می کنند . حرکت و رقص باعث فعال شده انرژی می شود . حرکتهای مختلف ، انرژی و نیرو را چه در داخل بدن و چه از خارج از آن به فعالیت وا می دارند . حرکت لازمه فعالیتهای بدن است . حرکتها ، حالتها ، وضعیتها و تمرینهای گوناگون وقتی که با موسیقی مناسب همراه باشند ، باعث تسریع در تقویت و درمان اندامها و دستگاههای بدن می شوند .

رقص درمانی یعنی کاربرد حرکت در درمان ، پشتوانه محکمی برای موسیقی درمانی است .هر یک از آنها دیگری را تقویت می کند .

فرایند ترکیب حرکات با موسیقی ساده است . شروع این کار بایستی با چند دقیقه آرامش و تمدد اعصاب و کشش بدن توام باشد . سعی کنید حرکات ساده و انعطاف پذیر باشد حالات و تغییرات مورد نظر خودتان را هم منظور کنید . سعی کنید از توان خود در انجام حرکات ناراضی نباشید . مشارکت در حرکات موجب فعال کردن انرژی می شود نه کیفیت حرکات .

به تدریج که حرکات را انجام می دهید ، ادامه آن برایتان راحتتر خواهد شد و هر چه بیشتر این حرکات را با موسیقی مناسب آن انجام دهید ، انرژی بیشتری برای استفاده دستگاهها و اندامهای مربوطه بدن آزاد خواهد شد .

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 2:27 توسط کارنگ |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

کارنگ
متولد اصفهان . دانشجوی کنسرواتوار چایکوفسکی اکراین در رشته آهنگسازی کلاس پروفسور دیچکو لیسیا واسیلیونیا , نوازندگی ویلن در محضر اساتیدی همچون زنده یاد مجتبی میرزاده , همایون رحیمیان , داوود گنجه ای , هادی منتظری , حسن برجیان , احمد توجه و حسین سلحشور

قدرتمندترین الهام بخش ، کودک درون ماست
(استفن ناخمانوویچ)

پذیرش سفارش آهنگسازی ، تنظیم و اجرای موسیقی کلاسیک ، ایرانی ، پاپ و موسیقی فیلم

تلفن تماس-کارنگ
اکراین
00380936806339
00380962929653
ایران
00989138069012


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آذر 1388

آبان 1388
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386



پیوندها

همایون رحیمیان
ترانه جوانبخت
عشق گمنام-فیروزه و رکسانا
عرفان سلیمی-پرتو
مراقبه های اشو-توحید
تجسم خلاق-استاد آرام
موسیقی و زیباشنای-ایلیا
شو ماه-ابراهیم عادلی
تجربه بودن در اکنون-خسرو
دست نوشته های یک جادوگر
ستاره های موزیک پاپ-عاطفه
من و تو ما میشویم-هادی
ساز ، هنر ، آواز -علی جهاندیده
خلوتگاه شامگاه-علی رجبی
گل یاس ،عاشقانه-سارا
حرفهای خودمانی-مهشید
حرفهای سکوت-نیاز و ایلیا
پرشین -سالار
خانه موسیقی اصفهان-نادر
هنر و موسیقی
نیلوفرانه-نیلو
غریبه
دل به دریا بزن-اشو
گروه موسیقی سنتی جم-اکراین
سی پل- شعر اصفهان-صفاریان
سبز به رنگ خدا-محبوبه
خودشناسی و سلامتی-قاسم
عاشقانه های قطره
سفارش کد آهنگ
بهار
آهنگسازان،راویان صدای اهورا
شاعرانه ها - مهدی فاضل
موسیقی و زندگی
ماهنامه اینترنتی ژرفا
خانه گل - پروین
شاد باشید-سیاوش اکبریان
سلطان صدا - علی صالحی
لیلی موزیک-موسیقی کلاسیک
ملودی ساز من
موسیقی ایرانی-ساسان
دنیای موسیقی-آرایا
ماهیگیران تبریز
خاطرات ماهیگیری در شمال
عباس ملک پور
نیایش-پرنیان
موسیقی بی کلام
آهنگسازی و تنظیم-نیما
هارمونی خیال - حمید
همه چیز در مورد موسیقی
آوای درون - رویا
قلب خاموش-فارو
گل صدبرگ - رشن
مجله موسیقی ایرانیان
فروشگاه آثار موسیقی کلاسیک
ما هیچ ما نگاه - فاطمه
پرنگ
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin